X
تبلیغات
رایتل
music-music video
شنبه 6 مرداد 1386
بیوگرافی افشین

 بیوگرافی افشین

افشین متولد16اردیبهشت سال1357.

 

محل تولد ش بابل وازهفت سالگی بهمراه خانواده اش در تهران زندگی کرده

 

10ساله بود که گیتاردستش گرفت(به تشویق شوهر خاله اش) وشعر گفت و آهنگ ساخت.

سال 1374 با خانواده اش به آلمان مهاجرت کرد و موسیقی را جدی تر ادامه داد.چرا که دیگه مثل ایران 

 محدودیتی برای پیشرفتش نبود.

نتیجه این شد که در سال 1378 با شرکت پارس ویدئو قرارداد امضا کرد و آلبوم " بوی بارون " به بازار اومد.

دومین آلبوم افشین " ستاره " سال 1381 بوسیله شرکت ترانه بیرون آمد. این اولین کاری بود که با k.o.  یعنی همون تهیه کننده اش در آلمان ساخت.

 

آلبومی که بیشتر از همه صدا کرد آلبوم " آس و پاس " افشین بود که سال 1383 بیرون اومد و شهرت افشین رو جهانی کرد.

 

"آس و پاس "مخلوطی از موسیقی رقصی و هیپ هاپ و ریتمهای ایرانی و رپ آلمانی بود.

 

کاری که به معنای واقعی کلمه جذاب و متفاوت با اونچه که در بازارموسیقی ایرانی وجود داشت.

 خونه افشین که رفتم دیدم که ای وای یک خونه مجردیه و یک چیزیه شبیه به صحرای کربلا ولی با نور نارنجی. یخچالش خالی ، ظرفها دست نخورده رختخواب دست نخورده ، تلفن دائما در حال زنگ زدن
جریمه رانندگی : ۲۵۰ و ۱۲۵ و بازهم ۱۲۵ یورو که مجموعا می شه ۸۰۰ دلار مثلا

ولی اولین چیزی که صبحها افشین رو از خواب بیدار می کنه و چشمهاش رو خیره می کنه بهمین خاطر تنها چیزی که تو یخچالش داره قطره چشمه جریمه رانندگی و قبض تلفنشه

قبض تلفن افشین ( فقط موبایلش ) : ۸۲۲ یورو که می شه حدود هزار دلار در ماه

افشین: "من هر هفته پنج ساعتی تو اتوبان رانندگی می کنم تا برم هلند ( دیدن چه کسی؟ ) اونوقت حوصله ام سر می ره تند می رم راست می گه بالای دویست کیلومتر در ساعت دائما پلیس منو می گیره جریمه می کنه. دیگه این عادتم شده که در ماه یک هزار دلاری پول جریمه ماشین یدم، عشق وعاشقی خرج داره دیگه

حالا چرا خونه افشین سوت و کوره؟

افشین: من اصلا خونه تنهائی حال نمی کنم. همه اش می رم خونه دوست صمیمیم حسین ( تو ویدیوی "ازت بدم می یاد، همونیه که برای افشین قلاب می گیره که بره بالای درخت). اونجا روی کاناپه اش می خوابم ولی کلی حال می کنم چون با هم حرف می زنیم و از تنهائی در میام

البته پدر و مادرم هم اینجا هستن و دیدنشون می رم ولی بدون شک حوصله خونه خودم رو ندارم. فقط می رم اونجا قبضهام رو باز کنم و پیامهای تلفنیم رو بشنوم. بعد می شینم ای میلهای طرفدارها رو می خونم. برای همین نه ضبط صوتم کار می کنه نه تلویزیونم

البته من این فاجعه رو ساعت دو بعد از نصفه شب که بی خوابی زده بود سرم و جلوی تلویزیونش خوابیده بودم، فهمیدم

افشین کلکسیون عجیب و غریبی از کفشهای کتونی داره. هم دم در خونه متروکه اش کفشهاش جفت شده و هم توی یک گنجه از بالا تا پائین کفشهاش جفت شده

افشین: من عاشق کفشم و هر وفت دلم می گیره، می رم یک کفش ورزشی می خرم میارم خونه. البته تابستونها هم خوره دمپائی هستم

البته گیتارهای افشین هم از در و دیوار آویزون شده و شاید تنها چیزی که تو خونه اش خاک نگرفته گیتارهاشه

افشین: من از بچگی عاشق گیتار بودم و بچه بودم که شوهر خاله ام گیتارشو داد به من و از اون به بعد زندگیم عوض شد. البته من گیتارزن حرفه ای نیستم ولی با گیتار آهنگ می سازم و می خونم

اتفاقا شب آخر، قبل از اینکه برگردم لندن رفتیم خونه خاله افشین که به من یک شامی بدن (البته ایشون پرستار است و یک پرستار مهربان. چون با اینکه قرار بود بره کشیک، شام ما رو داد و رفت

آقای کیا که همسر خاله افشین هستن برای من تعریف کردن

"افشین که خیلی بچه بود، من که با خاله اش آشنا بودم می آمدم خونه شون و گیتار می زدم و می خوندم و افشین خیلی به این گیتار علاقه نشون می داد. من هم بهش بعضی آهنگها رو یاد می دادم

v

افشین: بعد از موفقیت آلبومه "آس و پاس" همه چیز زندگیم عوض شد. شروع کردم سفر کردن. شروع کردم کنسرت دادن و تو یکی از این کنسرتها عاشق شد و هنوز این عشق ادامه داره

وقتی که معروف می شی یکدفعه همه می خوان باهات دوست بشن و برخورد اطرافیانت با تو عوض می شه انگار که دیگه اون آدم قبلی نیستی. اینجوری می شه که از تمام زندگی گذشته ات جدا می شی و دوباره یک زندگی جدید با دوستای جدید و نگرانی های جدید پیدا می کنی و این شدیدا افسرده ات می کنه. گم می شی ، دلت برای اون کسی که بودی تنگ می شه، احساس تنهائی می کنی ولی راه برگشتی نیست

افشین چند بار به من گفت که ای کاش وقتی می دیدمش که روحیه اش بهتر باشه. علت اینکه تو مصاحبه قبلی مون گفت که می خواد خوانندگی رو ول کنه هم همین بحرانهای روحیه که دچارش شده. از وقتی که این حرف رو زده کلی پیک (ای میل) بهش فرستادن که دیگه کلافه شده

افشین: ببین بهزاد کار دستمون دادی. روزی صد تا ای میل دارم که چرا می خوام خوانندگی رو ول کنم. بخدا خسته شدم ولی باورشون نمی شه، فکر می کنن ژست گرفتم که آلبومم بیشتر فروش بره. ولی خودت باهام هستی می بینی که این زندگی که من دارم سرتاسر شده تنهائی، دوندگی دنبال کارهای دور وبر آلبوم و هرجا می ری عکس و عکاسی

بعد از اینکه برگشتم لندن، افشین با یکی از دوستانش ملاقات کرد که از ایران برگشته بود. این ملاقات و شنیدن اینکه آلبومش الان در ایران سر زبونهاست حالش رو بهتر کرد. الان هم داره قرار داد کنسرت می بنده و می ره آمریکا که ویدیوی آهنگهاش رو درست کنه

الان هم سایت جدیدش رو راه انداخته و با بابک که سرپرست و طراح سایت جدیدشه ( و طراح جلد آلبوم ماچ ) شب و روز برای گردآوری عکس و نوشته دوندگی کردن

فکر کنم پیکهائی که شما از طربق سایتش بفرستین قانعش کنه که دوباره به خوانندگی ادامه بده

کلا افشین وسواسیه. هم توی ضبط آهنگهاش هم تو زندگی روزمره اش، از هر چیزی یک کلکسیون داره

عطر، کفش ، تی شرت ، گیتار و لیوانهای نشسته! ( هررر هررر خنده ) نه بخدا بچه تمیزیه و از ساعت ۳ صبح زودتر نمی خوابه. خیلی اهل دوست و رفیقه و به دوستاش می رسه

سر پرداخت چیزهای مختلف به جای تعارف باید باهاش دست به یقه شد. ضد سیگاره ( خدا رو شکر ). احساساتی و عاشقه

نقطه ضعفش اینه که می ره تو فکر و اخلاقش می تونه از این رو به اون رو بشه. ولی بچه باحال و شوخیه و پلکیدن باهاش خیلی خوش می گذره و شدیدا حواسش هست که دمق نشی

بهرحال این یک مرور سرسری از زندگی خصوصی افشین بود؛ با سانسور

کلا اون چند روزی که با افشین بودم متوجه شدم که دچار یک افسردگی شدیده. این معمولا بعد از موفقیت خواننده ها اتفاق می افته، یکدفعه زندگی از این رو به اون رو می شه

بعد که آمدم آلمان، گیتارم به افشین به ارث رسید (خنده) و بعد شنیدم که تو خود ایران آهنگ ضبط کرده و برام کاستش رو فرستاد و دیگه آمد آلمان و به اینجا رسید که می بینید

من هم کارهاش رو دوست دارم بخصوص آهنگ بدجوری عاشقت شدم

آقای کیا البته الان دیگه با یک گروه سنتی در آلمان عود می زنه و فکر کنم همین روزها یک کنسرت هم دارن

سه روزی که با افشین بودم، رفتم خونه پدر و مادرش در شهر مانهایم که با هم یک ناهاری بخوریم. چقدر خوشمزه، حتی برای گیاهخوارها

پدر و مادر بی نهایت مهربون و صمیمی داره جوری که آدم اختلاف سنی رو حس نمی کنه

از بچه گی و روزهائی که یک رستوران ایتالیائی داشتن و افشین سر به سر مشتری ها میذاشت تعریف کردن و کلی خندیدیم

جالبه که افشین یک سگی داره که تو کنسرت آخرش تو دوبی این سگ رو از دوستش گرفت آورد آلمان ولی مادرش ازش نگهداری می کنه

مامان افشین موقع خداحافظی: "این سگ رو کی می بری خونه ات

 ویدیو جدید افشین به نام دوست دارم

دانلود موزیک ویدیو

آلبوم ماچ


1-عسلی
2-اشکامو پاک کن
3-از اینجا برو
4-بد جوری عاشقت شدم
5-بی خیال
6-دیگه ازت بدم میاد
7-فکرشو کن
8-ماچ
9-من
10-شیطونک